تبليغاتX
باران مسیحا

ای آشنا، ای غریبه... ای هم وطن

بیا به هم سلام کنیم...

به من بگو سلام

به من بگو سلام بی آنکه از من چیزی بخواهی

به من بگو سلام ولی نه از روی اجبار و نه تنها بخاطر رعایت ادب

به من بگو سلام بدون آن لبخند موذی

به من بگو سلام نه برای اینکه متوجّهم کنی سرجای تو نشسته ام و یا جلوی راه را گرفته ام

به من بگو سلام بدون آنکه سرخ و سفید شوی

به من بگو سلام بدون نگاهِ معنی داری که از آن بیزارم

به من بگو سلام نه بخاطر اینکه مرا متوجه حضور خود کنی و نه به خاطر جلب توجه

به من بگو سلام ولی نه با ترشروئی

لطفْا به من بگو سلام...

که سلام مقدس ترین واژه ی آشنایی است

جواب سلامت را خواهم داد...

 

 

 خانم گل

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 22:54 توسط خانم گل |

یادم باشد فردا ،حتما، ناز گل را بكشم...
حق به شب بو بدهم...
و نخندم دیگر، به تركهای دل هر گلدان...!!
و به انگشت، نخی خواهم بست تا فراموش نگردد فردا...! زندگی شیرین است!
زندگی باید كرد...
و بدانم كه شبی خواهم رفت...
و شبی هست كه نباشد، پس از آن فردایی

Home
Email
Night Skin